
ما كه زمين گير و دست به ديواريم . غيرت شما رو رخصت !
خدايا من كه عمري شكايت داشتم . من كه به رحمانت شك كردم .
من كه به رحيمت شك كردم .
وقتي اومدم نفهميدم كي بودم
وقتي مي رم مي فهم كي بودم
وقتي با حسرت شعله كشيد و حرارتش دهان به دهان تا فيهاخلدونمان را جزاند
روزگارمان براي برف هاي آب شده كوچه له له مي زند ، اما هنوز چشمانمان به آب هاي بي مزه غربي ها زل زده
با وحشت از دست دادن خاطرات توپم را پيش گوش خودم مي تركانم
اين روزها مردن بيهوده نيست ..........
باختن بيهوده است
تحريريهي كوچك من: مليحه. به نوعي سيد محسوب ميشود. حسيني. روزنامهنگاري كه سرش را با شامپوي قرمهسبزي ميشويد تا سرش بوي قرمهسبزي بگيرد.
* حيف از تو كه اين كاره شدي ؟
* شوهر خاك تو سرم نامردي كرد منو باخت؟
* زدم با ماشين يكيو كشتم
* ما مرد نيستيم
* ما نامرديم



عجله نكن ..... هنوز ادامه داره



اين داستان ادامه دارد ....
انتخابات مجلس و پیروزی یک طرفه نیروهای اصول گرا، گرچه از سوی احمدی نژاد یک پیروزی تعریف شد، اما به واقع آن چیز دیگر اتفاق افتاد. رفتار سیاسی دوستان و همفکران ریئس جمهور احمدی نژاد به گونه ای دستخوش تغییر شد، که حتی خود او هم متعجب ماند. گویا در قلب اصولگرایان بمبی ساعتی روشن شد و به شماره افتاد. بمبی که مقصدی جز شخص ریاست جمهوری ندارد و پایان قدرت وی را به انتظار نشسته است. حرف و حدیث های بسیار در خصوص جایگزینی ایشان آرام آرام تبدیل به دسیسه های سیاسی گشت و آشوبی به جان مرد اول اصولگرایان انداخت.
تمایل دور از باور اصولگرایان به کسب قدرت و حضور درآن، چنان اشکار شده است که بسیاری از خانواده های سیاسی کشور دیگر عملاً دلیلی برای نقد اوضاع نمی بینند. تمام خانوادههای سیاسی با علم به انتصابی بودن انتخابات، در صدد رایزنیهای جدی تر با معتمدین رهبری بر آمده اند. تکثر مدعیان سیاسی شرایط بازی را برای رهبری آسان نموده است و این آسایش صد البته به بهای یک "بد نامی" است که ایشان با شکستن قول خود نسبت به پاسداری از رای مردم، به دست آورده است.
ستاره بخت احمدی نژاد روبه افول است و دوستان اصولگرایشان در تب و تاب یافتن دروازهای قدرت بعدی. رهبری از اوضاع اسف بار گرانیها باخبر است و نمی تواند سر این موضوع تمام و لعن و نفرین ها را خود به تنهایی به جان بخرد. از طرفی تنور رقابت سیاسیون باید گرم و جذاب بماند تا مردم نتوانند گلایه انتصابی بودن انتخابات را خیلی جدی طلب کنند. قربانی ساختن مردی با این همه مخالف و منتقد خود می تواند روحیه مردم و خانواده های سیاسی را بالا ببرد.
من گناهم در دختريتم رنگ باخت
شايد هم دختريتم در گناهم
رنگي شدم
در انتظار مرگ ... ديروز ابديت را به جيب زدم
سفر محمود احمدی نژاد به عراق اگر چه به عنوان نمایش قدرت ایران برابر آمریکاییان در منطقه تبلیغ شد اما در واقعیت، نکات مهم دیگری را نیز خاطر نشان شد که طبق معمول هرگز در مطبوعات و محافل سیاسی حکومت از آن ها سخنی نمی توان یافت. این سفر آزاد و از پیش تعیین شده، درست مخالف سفرهای ریئس جمهور آمریکا دلیل محکمی برای نفوذ سیاسی ایران در عراق تعبیر شده است. اما اگر به همه ماجرا واقف شویم آنگاه می توان این سفر را به درستی قضاوت کرد.
ادامه مطلب
این کانون پژوهشی با تشکیل اولین جلسه مجمع عمومی خود در فرهنگسرای رسانه با دعوت از دانشجویان رشته ارتباطات اجتماعی ، روزنامه نگاران و کارشناسان روابط عمومی، اعضای هیات مدیره ، بازرس مجمع عمومی و دبیر کانون را انتخاب کرد.
کانون پژوهش های علوم ارتباطات اجتماعی یک نهاد غیردولتی است که به منظور توسعه و ارتقاء کیفی و کمی شاخص های علوم ارتباطات اجتماعی از جمله در حوزه رسانه ها، روابط عمومی، پژوهش های ارتباطی، اینترنت و تکنولوژی های ارتباطی در کشور با حمایت سازمان ملی جوانان تاسیس شده است و در زمینه های فرهنگی، پژوهشی، تخصصی، آموزشی و اجرایی فعالیت استانی، ملی و بین المللی خواهد کرد.
"دکتر سیدوحید عقیلی استاد دانشگاه و رییس دانشکده علوم انسانی دانشگاه علوم و تحقیقات، دکتر اسدی طاری استاد علوم ارتباطات دانشگاه و پژوهشگر، سیدمهدی شریفی کارشناس ارشد ارتباطات ، مستندساز تلویزیون و گزارشگر رسانه، مصطفی قوانلو قاجار کارشناس ارشد ارتباطات و روزنامه نگار و همچنین سعید جباری کارشناس علوم ارتباطات ،روزنامه نگار و پژوهشگر رسانه" اعضای پنج گانه هیات موسس کانون پژوهش های علوم ارتباطات اجتماعی ایران هستند.
در اولین جلسه مجمع عمومی کانون پژوهش های علوم ارتباطات اجتماعی در فرهنگسرای رسانه، مجمع عمومی به اتفاق اکثریت آراء، " مهدی شریفی ، مصطفی قوانلو قاجار، سعید جباری، پدرام الوندی و فرزانه دهرویه" را به عنوان 5 عضو هیات مدیره این کانون و سعید رحیمی کمساری را به عنوان بازرس و ناظر مجمع عمومی در هیات مدیره برگزیدند. متعاقبا با تشکیل جلسه هیات مدیره، جباری نیز از سوی اعضای هیات مدیره به عنوان دبیر آن هیات و کانون انتخاب شد.
در اولین جلسه مجمع عمومی این کانون ، دکتر عقیلی طی سخنانی به تشریح وضعیت علوم ارتباطات اجتماعی در ایران و موقعیت دانشگاه های فعال در این رشته پرداخت. دیگر اعضای هیات موسس نیز ضمن اعلام نظرات خود در حوزه ارتباطات از تمام دست اندرکاران، کارشناسان و دانشجویان یا فارغ التحصیلان این رشته درخواست کردند که حضوری فعال در این نهاد علمی و تخصصی داشته باشند تا حداقل نقشی در پیشبرد این رشته نوین اجتماعی در کشور به خصوص برای خدمت به قشر جوان و دانشجو ایفا کنند. /.
کانون پژوهش های علوم ارتباطات اجتماعی ایران
19/12/86
جناب دكتر مرندي!
جناب دکتر علیرضا مرندی
استاد ارجمند دانشگاه شهید بهشتی
دانشیار دانشگاه رایت استیت آمریکا
وزیر سابق بهداشت و آموزش علوم پزشکی
ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمتان عرض می کنم که جدیدا پدیده ای به نام اینترنت ابداع شده و همانطور که می دانید می شود در آن تبلیغ کرد ولی نکته منفی همین اینترنت این است که به شما امکان جستجو در سایتهای مختلف را هم می دهد. بنا براین به راحتی می توان به سایت دانشگاه رایت استیت رفت و اسم شما را آنجا جستجو نمود. ما نیز به آنجا رفتیم و اسم شما را جستجو نمودیم ویافت می نشد. لطف نموده اگر اطلاع دارید لینکش رابرای ما بفرستید.
سوال دیگر بنده این است که شما که همچین که از آمریکا برگشتی مستفیما رفتید وزیر شدید، در کدام دوره از زندگیتان نه محقق، نه استادیار، بلکه دانشیار اونجا هم شدید؟
قربانت عماد الفبا
منبع عکس: سایت تابناک
در اين اوضاع نابسمان هم كه چند رصباحي بيشتر تا انتخابات نمانده ؛ قمر در عقربي را به اوج مضاعف خود رسانده و ۲۴ اسفند براي اثبات كوه به كوه نمي رسد ولي آدم به آدم مي رسد را در گوش مبارك علي حضرتان بانگ مي زند . احزاب پر مايه بعد از انقلاب هم كه يدي طولاني در كار دارند براي ارائه اين تجلي بيكار نشسته و هركس بر مقتضاي خود نامي بر تابلوي خود زد و راه افتاد در خيابان هاي شلوغ مستضعفي .
احزاب قديمي و جديدي با نام هايي كه معرف حضور عنبرتان هستند اين روز ها دست گدايي به سوي عوام دراز كرده تا شايد فرجي از وعد هاي كريه ي خود به دست آورند .
در اين ميان حزب چند دستگي هم براي اينكه بگويد حرفي دارد روزنامه منتسب به حزب خود را با ۳۰ پرسنل در بلاتكليفي قرار داد و بي شرمي را بر آنان تمام كرد .
چرك نوشته اي از نوشته يكي از اعضاي غير فعال حزب چند دستگي در جناح مخالف
زمزمه هاي فيروزه ايي خبر نگار همبستگي
البته اين چند سطر كاري بر اجحاف حق و حقوق دوستان و دشمنان ندارد . ما كلا در اين عرصه گوشت قرباني چند دستگي ها هستيم و بس.

يعني افتخار كه بگي مي رنجي
فراموش مي شيم مثل صليب عيسي
مثل سگ ولگرد صادق هدايت
تازه جنس مردن ما هم خيلي قشنگ تره
مثل اشگنه نپخته مادر بزرگم كه مادر مادرم بود
....................................................................................................................................
روزنه هاي كليد ناتوراليستي بود در اغراق زمان ما
حوا هم بسترش براي مردان به حراج گذاشته
يك دقيقه سكوت ...
شب بخير مادر
حال فكرش رابكن كه اين آقايان يعني "خ " ، "الف " و "ر" ۱۴۰۰ سال پيش در دستگاه حكومتي بني اميه زندگي مي كردند .
سوال اينجاست ... اين آقاياني كه الان دم از عدالت و آزاد زيستي مي زنند و بر شمر و يزيد و معاويه لعنت مي فرستند آيا اگر ۱۴۰۰ سال پيش در دستگاه حكومتي ابن زياد داراي مقام و ثروت بوند آيا باز هم شيفته آزادي از نوع حسيني بودند؟؟؟؟؟؟؟؟ يا در صف اول براي كشتن فرزند پيامبر؟؟؟؟؟
با وجود آنكه به دلايل گوناگون از جمله فضاي نامعلوم و ترديدآميز سياسي و برف و سرماي كمسابقه، نامنويسي بيشتر كانديداها به روز جمعه يعني آخرين روز از فرصت باقيمانده موكول شد، با پايان گرفتن مهلت ثبتنام در ساعت 24 جمعه شب، بسياري از كساني كه احتمال ورود آنان به رقابت انتخابات وجود داشت، پا به اين عرصه نگذاشتند.
همانطور هم كه از قبل پيشبيني ميشد، چهرههاي شاخص دو جريان اصلي و رقيب كشور در آخرين روز ثبتنام داوطلبان نامزدي مجلس هشتم به ستاد انتخابات و يا فرمانداريها مراجعه كردند.
چهرهاي شاخص اصولگرايان همانند علی لاریجانی و حداد عادل، احمد توکلی، حسين فدايي، عليرضا زاكاني، لطفا... فروزنده، ابوالقاسم رئوفيان و محمدنبي حبيبي در آخرین روز ثبت نام حضور خود در عرصه رقابت را به رخ رقیب کشیدند .
اما در اين ميان خيليها هم پا به ميدان نگذاشتن و به رغم ثبت نام گسترده اصلاح طلبان در تهران و سایر شهرهای کشور، تعدادی از نامزدهای پیشنهادی احزاب که در فهرست 300 نفره تهران قرار داشتند، حاضر به ثبت نام نشدند؟
ادامه مطلب
ما حتي روزها گاو هم مي بينيم .
بچه هادوستش دارن و اسم گاويلاتور را برايش انتخاب كردند .
گاويلاتور تمام وقتش را در كنار ما انسان ها مي گذراند و سعي مي كند مثل ما انسان ها روزش را سپري كند .
او حتي وقتي با ما است روي دو پايش راه مي رود .
راستي غير از گاويلاتور ما خري هم داريم كه هر چند وقت يكبار بر حسب موقعيت فيزيكيش جفتكي مي اندازد كه خر بودنش را ياد آور شود .
البته بين اين دو بزرگوار انتخاب خر بهتر است يا گاو ما را با مشكل بزرگي مواجه ساخته .

كلاغ ها هم در قرن ما دروغ مي گويند
گورمان را گم كرديم و يادمان رفت حالا كي بايد بميريم
تمام دلواپسي هايم دارد له مي شود و
طعمش هنوز مزه لواشك هاي ترش بتول خانم را مي دهد .
قسمتم را تقسيم مي كنم
دريغ از يك سهم

يادم باشد كه هنوز هستم . يادم باشد که روز و روزگار خوش است و تنها دل من است که دل نيست
روز ميلاد تو و عيد من است
بر من اين عيد مبارك بادا!
به مباركباد 26 آبانماه و تولد حسيني كوچيكه ، كه قلبي به وسعت و عمق اقيانوس دارد
من شاعر غزل آخر خود را امروز
به تو كز سلسله شعر و گل و لبخندي
پيشكش خواهم كرد
غزل آخر من
غزل فصل بلوغ مردي است
كه بهاندازه بيحوصلهگي غمگين است
و زاندوه مذابي سنگين
مرد تنهاي عجيبي كه دلش
دشت سرسبز و وسيعي است پر از غنچه مهر
و همه خواستهاش اين كه تو امروز از اين دشت وسيع
سبدي غنچه بچيني و به مهماني ميلاد خودت برگردي!
م. حسنبيگي
ببینید ! این اصلا مسئله پچیده ای نیست :
اگه قد من حدودا 157 سانتی مترو مهارتم در شنا کردن دقیقا به اندازه استعداد و توانائيم در حل مسائل "متافيزيك " و "سفره آرایی" باشه ، خیلی طبیعیه که در استخری به عمق 160 سانتی متر ، به احتمال قریب به یقین غرق خواهم شد .
پس با این حساب خیلی بیجا می کنم که می پرم تو قسمت پرعمق...!
به لطف و حمايت مسولين محترم چهاردهمین جشنواره و نمايشگاه بین المللی مطبوعات امروز موفق شديم غرفه حقيرمان را در نمايشگاه بزرگ مطبوعات تحويل گرفته و نسبت به تزئين آن اقدام كنيم اما نمي دونم چرا با ديدن جايگاه و تسهيلات در نظر گرفته شده برای این قشرجنجال بر انگیز جامعه آرام امروز ٬ مدام اين جمله مثل جيرجيرك تو گوشم زمزمه مي كرد : " گوش كن .....وزش ظلمت را مي شنوي ؟ "
|
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟ شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟... پر می زند دلم به هوای غزل، ولی گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟ | |
|
خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى / شوق پرواز مجازى، بالهاى استعارى / لحظه هاى کاغذى را روز و شب تکرار کردن |
یازده ميلیون اسپرم عاشقانه و استشهادی خود را به دیواره تخمکی میکوبند و فدا میکنند تا سرانجام سوراخ شود و یکی فرصت طلبانه به وصال رسد!...و این است راز بقا!!
حالا فكرش را بكن از بين اين یازده ميلیون چقدر قلدري لازمه كه امروز اينجا باشي .


![[IMG_3643.jpg]](http://bp2.blogger.com/_w0wK7eRkFME/R1k363ZQi6I/AAAAAAAAAQU/UsrM5IuV-y8/s1600/IMG_3643.jpg)